صفحه ها
دسته
دانلود
وبلاگ دوستان
پیوندها
وبلاگ دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 431386
تعداد نوشته ها : 571
تعداد نظرات : 506
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
   

اشاره
حضرت امام خمینی به شدت از اختلاف و تشتت در بین جریان های فکری و سیاسی درون نظام که بارها در رفتار و عمل وفاداری خود به اسلام و انقلاب را ثابت کرده و در به ثمر رسیدن و تداوم نهضت اسلامی مشارکت داشتند رنج می برد و با توصیه های مکرر همواره به ترک منازعه و تفرقه و گرایش به اتحاد و همبستگی فرا می خواند.
همچنین امام خمینی از تنگ نظری های موجود بین برخی از اعضای این گروه ها وجریان ها ـ که در اثر آن هیچ نقد سالم و انتقاد سازنده و راهگشایی را بر نمی تابیدند و بر انتقاد گران صالح و ناصالح می تاختند و به هتک حرمت آنان می پرداختند ـ برمی آشفت . زیرا مشاهده می کرد اختلاف در فتوا و دیدگاه های فقهی امری طبیعی و دارای سابقه ای دیرینه در میان فقهای اسلام می باشد و در حالی که آن بزرگواران در فضایی بسیار صمیمی به نقد نظرات خویش اهتمام می ورزیدند واز این تضارب افکار بهترین بهره وری را برای رشد علوم حوزوی و پدید آمدن نظرات بکر و نوین به عمل می آوردند جناح های فکری و سیاسی موجود نه تنها این روش را منسوخ کرده اند که هر نقد و نظریه ای را به شدت سرکوب می کنند و به تخریب شخصیت ناقد می پردازند تا جایی که این رفتار ناهنجار را با بداخلاقی و به کارگیری الفاظ و عبارات سخیف و زشت که دون شان و منزلت هر مسلمان آشنا به تعالیم و ارزش های اخلاقی اسلام است همراه می نمایند!
آنچه پیش روی دارید پیامی است تاریخی که حضرت امام خمینی به جریان های موجود فکری و سیاسی وفادار به نظام نگاشتند و به « منشور برادری » اشتهار یافت . دقت در مفاهیم و تعابیر این پیام ژرف و آگاهی بخش ضمن آن که بسیاری از بهانه جویی ها را از این جریان ها برای تخریب و حذف یکدیگر می گیرد و هیچ توجیهی برای تنازع و تفرقه باقی نمی گذارد اتمام حجتی برای همگان به شمار می رود به ویژه آنکه حضرت امام خدای متعال را شاهد می گیرد و به صراحت اعلام می کند : « خداوندا تو شاهد باش من آنچه بنا بود به هر دو جریان بگویم گفتم » .

« ...کتابهای فقهای بزرگوار اسلام پر است از اختلاف نظرها و سلیقه ها و برداشتها در زمینه های مختلف نظامی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و عبادی تا آنجا که در مسائلی که ادعای اجماع شده است قول و یا اقوال مخالف وجود دارد و حتی در مسائل اجماعی هم ممکن است قول خلاف پیدا شود از اختلاف اخباریها واصولیها بگذریم . از آنجا که در گذشته این اختلافات در محیط درس و بحث و مدرسه محصور بود و فقط در کتابهای علمی آن هم عربی ضبط می گردید قهرا توده های مردم از آن بیخبر بودند و اگر باخبر هم می شدند تعقیب این مسائل برایشان جاذبه ای نداشت . حال آیا می توان تصور نمود که چون فقها با یکدیگر اختلاف نظر داشته اند ـ نعوذبالله ـ خلاف حق و خلاف دین خدا عمل کرده اند هرگز. اما امروز با کمال خوشحالی به مناسبت انقلاب اسلامی حرفهای فقها و صاحبنظران به رادیو و تلویزیون و روزنامه ها کشیده شده است چرا که نیاز عملی به این بحثها و مسائل است مثلا در مسئله مالکیت و محدوده آن در مسئله زمین و تقسیم بندی آن در انفال و ثروتهای عمومی در مسائل پیچیده پول و ارز و بانکداری در مالیات در تجارت داخلی و خارجی در مزارعه و مضاربه و اجاره و رهن در حدود و دیات در قوانین مدنی در مسائل فرهنگی و برخورد با هنر به معنای اعم چون عکاسی نقاشی مجسمه سازی موسیقی تئاتر سینما خوشنویسی و غیره . در حفظ محیط زیست و سالم سازی طبیعت و جلوگیری از قطع درختها حتی در منازل و املاک اشخاص در مسائل اطعمه و اشربه در جلوگیری از موالید در صورت ضرورت و یا تعیین فواصل در موالید در حل معضلات طبی همچون پیوند اعضای بدن انسان و غیر به انسانهای دیگر در مسئله معادن زیر زمینی و روزمینی و ملی تغییر موضوعات حرام و حلال و توسیع و تضییق بعضی از احکام در ازمنه و امکنه مختلف در مسائل حقوقی و حقوق بین المللی و تطبیق آن با احکام اسلام نقش سازنده زن در جامعه اسلامی و نقش تخریبی آن در جوامع فاسد و غیر اسلامی حدود آزادی فردی و اجتماعی برخورد با کفر و شرک و التقاط و بلوک تابع کفر و شرک چگونگی انجام فرایض در سیر هوایی و فضایی و حرکت بر خلاف جهت حرکت زمین یا موافق آن با سرعتی بیش از سرعت آن و یا در صعود مستقیم و خنثی کردن جاذبه زمین و مهمتر از همه اینها ترسیم و تعیین حاکمیت ولایت فقیه در حکومت و جامعه که همه اینها گوشه ای از هزاران مسئله مورد ابتلای مردم و حکومت است که فقهای بزرگ در مورد آنها بحث کرده اند و نظراتشان با یکدیگر مختلف است و اگر بعضی از مسائل در زمانهای گذشته مطرح نبوده است و یا موضوع نداشته است فقها امروز باید برای آن فکری بنمایند.
لذا در حکومت اسلامی همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و طبیعت انقلاب و نظام همواره اقتضا می کند که نظرات اجتهادی ـ فقهی در زمینه های مختلف ولو مخالف با یکدیگر آزادانه عرضه شود و کسی توان و حق جلوگیری از آن را ندارد و لی مهم شناخت درست حکومت و جامعه است که براساس آن نظام اسلامی بتواند به نفع مسلمانان برنامه ریزی کند که وحدت رویه و عمل ضروری است و همین جا است که اجتهاد مصطلح در حوزه ها کافی نمی باشد بلکه یک فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه ها هم باشد ولی نتواند مصلحت جامعه را تشخیص دهد و یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و به طور کلی در زمینه اجتماعی و سیاسی فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم گیری باشد این فرد در مسائل اجتماعی و حکومتی مجتهد نیست و نمی تواند زمام جامعه را به دست گیرد.
اما شما باید توجه داشته باشید تا زمانی که اختلاف و موضع گیریها در حریم مسائل مذکور است تهدیدی متوجه انقلاب نیست . اختلاف اگر زیربنایی و اصولی شد موجب سستی نظام می شود و این مسئله روشن است که بین افراد و جناحهای موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد صرفا سیاسی است ولو اینکه شکل عقیدتی به آن داده شود چرا که همه در اصول با هم مشترکند و به همین خاطر است که من آنان را تایید می نمایم . آنها نسبت به اسلام و قرآن و انقلاب وفادارند و دلشان برای کشور و مردم می سوزد و هر کدام برای رشد اسلام و خدمت به مسلمین طرح و نظری دارند که به عقیده خود موجب رستگاری است . اکثریت قاطع هر دو جریان می خواند کشور شان مستقل باشد هر دو می خواهند سیطره و شر زالوصفتان وابسته به دولت و بازار و خیابان را از سر مردم کم کنند. هر دو می خواهند کارمندان شریف و کارگران و کشاورزان متدین و کسبه صادق بازار و خیابان زندگی پاک و سالمی داشته باشند. هر دو می خواهند دزدی و ارتشا در دستگاههای دولتی و خصوصی نباشد هر دو می خواهند ایران اسلامی از نظر اقتصادی به صورتی رشد نماید که بازارهای جهان را از آن خود کند هر دو می خواهند اوضاع فرهنگی و علمی ایران به گونه ای باشد که دانشجویان و محققان از تمام جهان به سوی مراکز تربیتی و علمی و هنری ایران هجوم آورند هر دو می خواهند اسلام قدرت بزرگ جهان گردد. پس اختلاف بر سر چیست اختلاف بر سر این است که هر دو عقیده شان است که راه خود باعث رسیدن به این همه است . ولی هر دو باید کاملا متوجه باشند که موضع گیریها باید به گونه ای باشدکه در عین حفظ اصول اسلام برای همیشه تاریخ حافظ خشم و کینه انقلابی خود و مردم علیه سرمایه داری غرب و در راس آن امریکای جهانخوار و کمونیسم و سوسیالیزم بین الملل و در راس آن شوروی متجاوز باشند.
هر دو جریان باید با تمام وجود تلاش کنند که ذره ای از سیاست « نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی » عدول نشود که اگر ذره ای از آن عدول شود آن را با شمشیر عدالت اسلامی راست کنند. هر دو گروه باید توجه کنند که دشمنان بزرگ مشترک دارند که به هیچ یک از آن دو جریان رحم نمی کند. دو جریان با کمال دوستی مراقب آمریکای جهانخوار و شوروی خائن به امت اسلامی باشند. هر دو جریان باید مردم را هوشیار کنند که درست است که آمریکای حیله گر دشمن شماره یک آنها است ولی فرزندان عزیز آنان زیر بمب و موشک شوروی شهید گشته اند. هر دو جریان از حیله گریهای این دو دیو استعمارگر غافل نشوند و بدانند که آمریکا و شوروی به خون اسلام و استقلالشان تشنه اند.
خداوندا! تو شاهد باش من آنچه بنا بود به هر دو جریان بگویم گفتم حال خود دانند. البته یک چیز مهم دیگر هم ممکن است موجب اختلاف گردد ـ که همه باید از شر آن به خدا پناه ببریم ـ که آن حب نفس است که این دیگر این جریان و آن جریان نمی شناسد. رئیس جمهور و رئیس مجلس و نخست وزیر وکیل وزیر و قاضی و شورایعالی قضایی و شورای نگهبان سازمان تبلیغات و دفتر تبلیغات نظامی و غیر نظامی روحانی و غیر روحانی دانشجو غیر دانشجو زن و مرد نمی شناسد و تنها یک راه برای مبارزه با آن وجود دارد و آن ریاضت است بگذریم .
اگر آقایان از این دیدگاه که همه می خواهند نظام و اسلام را پشتیبانی کنند به مسائل بنگرند بسیاری از معضلات و حیرتها برطرف می گردد ولی این بدان معنا نیست که همه افراد تابع محض یک جریان باشند. با این دید گفته ام که انتقاد سازنده معنایش مخالفت نبوده و تشکل جدید مفهومش اختلاف نیست . انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه می شود. انتقاد اگر بحق باشد موجب هدایت دو جریان می شود. هیچ کس نباید خود را مطلق و مبرای از انتقاد ببیند. البته انتقاد غیر از برخورد خطی و جریانی است . اگر در این نظام کسی یا گروهی خدای ناکرده بی جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و حفظ خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد حتما پیش از آنکه به رقیب یا رقبای خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است . در هر حال یکی از کارهایی که یقینا رضایت خداوند متعال در آن است تالیف قلوب و تلاش جهت زدودن کدورتها و نزدیک ساختن مواضع خدمت به یکدیگر است . باید از واسطه هایی که فقط کارشان القای بدبینی نسبت به جناح مقابل است پرهیز نمود. شما آنقدر دشمنان مشترک دارید که باید با همه توان در برابر آنان بایستید لکن اگر دیدید کسی از اصول تخطی می کند در برابرش قاطعانه بایستید.
البته می دانید که دولت و مجلس و گردانندگان بالای نظام هرگز اصول و داربستها را نشکسته اند واز آن عدول نکرده اند. برای من روشن است که در نهاد هر دو جریان اعتقاد و عشق به خدا و خدمت به خلق نهفته است . با تبادل افکار و اندیشه های سازنده مسیر رقابتها را از آلودگی و انحراف و افراط و تفریط باید پاک نمود. من باز سفارش می کنم کشور ما در مرحله بازسازی و سازندگی به تفکر و به وحدت و برادری نیاز دارد. خداوند به همه کسانی که دلشان برای احیای اسلام ناب محمدی ـ صلی الله علیه وآله و سلم ـ و نابودی اسلام آمریکایی می تپد توفیق عنایت فرماید و شما و همه را در کنف عنایت و حمایت خویش محافظت فرماید و ان شاالله از انصار اسلام و محرومین باشید. »
(منبع : صحیفه امام ج 21 ص 180 ـ 176 )
کتاب های فقهای بزرگوار اسلام پر است از اختلاف نظرها و سلیقه ها و برداشتها در زمینه های مختلف نظامی فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و عبادی تا آنجا که در مسائلی که ادعای اجماع شده است قول و یا اقوال مخالف وجود دارد... حال آیا می توان تصور نمود که چون فقها با یکدیگر اختلاف نظر داشته اند نعوذبالله خلاف حق و خلاف دین خدا عمل کرده اند هرگز
در حکومت اسلامی همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و طبیعت انقلاب و نظام همواره اقتضا می کند که نظرات اجتهادی ـ فقهی در زمینه های مختلف ولو مخالف با یکدیگر آزادانه عرضه شود و کسی توان و حق جلوگیری از آن را ندارد
اجتهاد مصطلح در حوزه های کافی نمی باشد بلکه یک فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه ها هم باشد ولی نتواند مصلحت جامعه را تشخیص دهد و یا نتواند افراد صالح و مفید را از افراد ناصالح تشخیص دهد و به طور کلی در زمینه اجتماعی و سیاسی فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم گیری باشد این فرد در مسائل اجتماعی و حکومتی مجتهد نیست و نمی تواند زمام جامعه را به دست گیرد
هر دو گروه باید توجه کنند که دشمنان بزرگ مشترک دارند که به هیچ یک از آن دو جریان رحم نمی کند
انتقاد سازنده معنایش مخالفت نبوده و تشکل جدید مفهومش اختلاف نیست . انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه می شود. انتقاد اگر به حق باشد موجب هدایت دو جریان می شود
هیچ کس نباید خود را مطلق و مبرای از انتقاد ببیند. البته انتقاد غیر از برخورد خطی و جریانی است
اگر در این نظام کسی یا گروهی خدای ناکرده بی جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد حتما پیش از آنکه به رقیب یا رقبای خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است
با تبادل افکار و اندیشه های سازنده مسیر رقابت ها را از آلودگی و انحراف و افراط و تفریط باید پاک نمود

X